تاریخ ایران و جهان
برای شما که به دنباله آموزشید اگر دنبال آموزش خاصی در تهران می گردید می تونید با مراجعه به پایگاه http://ejucation.ir/ آموزش یاب ، آموزشگاه مناسب خود را پیدا کنید منبع: قلعه باستیل جمعیت زبان
![]()
رشد جمعیت تا سال ۱۸۵۰ بیشتر در حومهٔ شهرها بود ولی
روند اسکان در شهرها تحت حاکمیت امپراتوری دوم بسیار تند شد. روند
صنعتیسازی فرانسه بر خلاف انگلستان بسیار دیر آغاز شد. جنگهای ناپلئونی
روند صنعتیسازی فرانسه را در دههٔ ۱۸۳۰ به تأخیر انداخته بود و اقتصاد
(صنعت آهن محدود، منابع توسعهنیافتهٔ زغال سنگ و جمعیت کلان روستایی) به
اندازهٔ کافی پیشرفت نکرده بود تا بتواند هرگونه توسعهٔ صنعتی را نوید دهد.
حمل و نقل ریلی فرانسه با دیرکرد زیاد در دههٔ ۱۸۳۰ آغاز به کار کرد و یک
دهه طول کشید تا واقعاً پیشرفت کند. با وقوع انقلاب ۱۸۴۸، نیروی کار صنعتی
روبه رشدی شروع به مشارکت بالا در سیاست فرانسه کرد ولی تمام امید آنها با
آغاز امپراتوری دوم از بین رفت. از دست رفتن استانهای مهم آلزاس و لورن که
جزو مناطق مهم تولید زغال سنگ، فولاد و شیشه بودند ضربهٔ دیگری به روند
صنعتیسازی فرانسه وارد ساختند. جمعیت کارگران صنعتی از ۲۳٪ در سال ۱۸۷۰ به
۳۹٪ در سال ۱۹۱۴ رسید. با این حال فرانسه به صورت جامعهای به شدت روستایی
ماند و همینطور هم وارد سده بیستم شد (بیش از ۴۰٪ جمعیت هنوز کشاورز مانده
بودند).
فرانسه در سده ۱۹، کشوری مهاجرپذیر بود که پناهندگان سیاسی
اروپای شرقی (آلمان، لهستان، مجارستان، روسیه، یهودیان اشکنازی) و حوزهٔ
مدیترانه (ایتالیا، اسپانیا، یهودیان سفاردی، یهودیان میزراهی شمال افریقا)
را به خود جذب میکرد.
فرانسه اولین کشور در اروپا بود که جمعیت
یهودیان را در طول انقلاب از زیر فشار آزاد کرد. در سال ۱۸۷۲ تعداد ۸۶،۰۰۰
نفر یهودی در فرانسه زندگی میکردند که این تعداد در سال ۱۹۴۵ به ۳۰۰،۰۰۰
نفر رسید. بسیاری از آنها جزو جامعهٔ فرانسه شده بودند (یا تلاش میکردند
که بشوند). هر چند که پیمان درایفوس باعث میشد تا در بعضی طبقات جامعهٔ
فرانسه عقاید ضدیهودی نمود بیشتری پیدا کند.
با از دست رفتن استانهای
آلزاس و لورن، ۵۰۰۰ پناهندهٔ فرانسوی از این مناطق در دهههای ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰
به الجزایر پناهده شدند. در سال ۱۸۸۹، اروپاییهای غیر فرانسوی ساکن در
الجزایر توانستند تابعیت فرانسوی بگیرند (عربها تا سال ۱۹۴۷ هیچگونه حق
سیاسی نداشتند).
دوما
پس از هنری سوم، نمایشنامه آنتونی را كه یك درام عشقی بود به رشته تحریر
درآورد. موفقیت نمایشنامه اخیر حتی موفقیت «پیس اول» را تحت الشعاع قرار
داد و بالاخره پس از یك رشته فعالیتهای سیاسی، در سال ۱۸۴۴ بزرگترین و
مشهورترین اثر خود را به نام سه تفنگدار منتشر ساخت و در همین سال یكی دیگر
از كتابهای معروف خود را كه كنت مونت كریستو نامیده میشد چاپ و منتشر
كرد. به گزارش ایلنا، دوما در مدت چهل سال داستانها و نمایشنامهها و
مقالات و اشعار متعددی منتشر ساخت كه تعدادشان از دویست نیز تجاوز میكرد
ولی هیچ یك از آنها از حیث ارزش ادبی و سایر محسنات با سه تفنگدار قابل
مقایسه نیست. شهرت او تقاضای ناشران را زیادتر كرد، تا جایی كه دوما
نویسندگان دیگر را به كار دعوت كرد تا از روی یادداشتهای او داستان
بنویسند و او خود در آنها دستی میبرد و صحیح میكرد و به ناشران تحویل
میداد كه یكی از این شركای ادبی او نویسنده معروف «اوگوست ماكت» نام دارد.
استیونسن
نویسنده نامدار انگلیسی میگوید: پس از شكسپیر، عزیزترین دوست من
وارتانیان قهرمان داستان سه تفنگدار است... دوما نیز مانند تمام مردان بزرگ
جهان از تهمت حسودان ایمن نماند و درباره او میگفتند كه دیگران داستانها
را مینگارند و او فقط اسمش را پشت جلد آنها مینویسد.
اگر این تهمت
پایه و اساس محكمیداشته باشد باید گفت كه دوما به چه شهرت و محبوبیتی
رسیده بود است كه خوانندگان حاضر بوده اند هر اثر وی را تنها به صرف اینكه
نام دوما بر پشت جلد آن منقوش بوده بخوانند، البته این حرف را در مورد جك
لندن، نویسنده بزرگ آمریكایی هم میزنند ولی آیا میتوان قبول كرد؟ دوما در
اوج شهرت كاخ افسانه آمیزی بنا كرد و آن را مونت كریستو نامید و خوان
نعمتش را كه برای دوست و بیگانه پیوسته باز بود، در آن گسترد، ولی سرانجام
بر اثر اسراف و تبذیر و گشاده دستیهای زیاد تهیدست شد و طلبكارانش كاخ وی
را به فروش رساندند. دوما در سال ۱۸۵۱ به بروكسل رفت و در آنجا به نگارش
خاطرات خویش مشغول شد، پس از آن به پاریس بازگشت و به كار روزنامه نویسی
پرداخت.
در سال ۱۸۵۸ به روسیه مسافرت كرد و اندكی پس از مراجعت، به
سیسیل رفت و به دار و دسته یوسف گاریبالدی آزادیخواه بنام و ناجی ایتالیا
پیوست و مدت چهار سال در راه هدف مقدس او با سرسختی و علاقه مبارزه كرد.
دوما در سالهای آخر عمر دچار مضیقه مالی و تنهایی و مشكلات خانوادگی و
بیماری شد و سرانجام در پنجم دسامبر ۱۸۷۰ در سن شصت و هشت سالگی در خانه
پسرش كه بعدها یكی از نویسندگان بزرگ شد در دیپ درگذشت. آثار دراماتیك او
كه در زمان خود نیز شهرت بسیار داشت عبارتند از: سه تفنگدار، گردن بند خانم
موتسورو، ملكه مارگو، ژوزف بالسامو، پاسداران چهل و پنج گانه، آموری، لاله
سیاه، تأثرات سفر، گودال جهنم، خدا وسیله ساز است، تبعیدشدگان، ابوالهول
سرخ، آسكانیو، برج كج ،كنت مونت كریستوو كتاب غرش توفان.
| Design By : Pars Skin |
